Friday, May 25, 2012

کردنی را باید کرد....

... و اینگونه بود که من امروز کار نکردم و کار من را کرد...

Tuesday, April 17, 2012

رفتنی ها....

بعضی آدما، آدمای رفتنن

موقع رفتن همیشه خوشحالن....خوشحالن که میرن

بعد که رفتن و حسابی رفتن و حسابی دور شدن

اون موقعست که تازه بر میگردن و پشت سرشونو نگاه میکننو تازه اون موقعست که به گه خوردن میفتن

Tuesday, February 28, 2012

حکایت آلت مغزان عرزشی و اسکار

تو این دو روزی که از اسکار گذشته، یه چیز جالب ری اکشن وبلاگ های عرزشی به این موضوعه....
کلا انگار دیدن عکساس اسکار بدجوری رو آقایون اثر گذاشته و حس شهوتشونو به غلیان درآورده.طوریکه همه چیرو ول کردن و چسبیدن به هرزه نگاری. یعنی دیگه نقد و تکذیبشون این نیست که جایزه از آمریکای سلطه گر بی ارزش و پوچه.تو نوشته هاشون بیشتر ردپایی از تخت خواب رو استیج اسکار و هماغوشی و بوسه های شهوانی و سکس و غیره موج میزنه...کلا انگاری اونا تو 
مغزشون آلت دارن.

"کسی که حاضراست برای اسکار شرفش را زیر پا بگذارد، کسی که حاضر است با تن فاحشه ای که خدا می داند تا حالا با تن چند مرد تماس پیدا کرده، همسایه شود، کسی که جاضر است جلوی چشم دخترش و حتما همسرش و حتی ملتش... "
این نمونه ای بود از وبلاگهای شهوت زده.... 
اینم لینکش:

Monday, January 16, 2012

اصغر فرهادی، تنها در میان دستها

ورای تمام خوشحالی هایی که گرفتن جایزه ی اصغرفرهادی برا همه داشت، اما برای من یه حس دردناک عجیبی داشت وقتی که فرهادی رو صدا کردن و اون تو غربت تمام، بدون اینکه کسی سرمیزش باشه و بغلش کنه و خوشحال باشه، تنها پاشد و دست پیمان رو گرفت و رفت رو استیج....نمیدونم چرا هر قدمش بین میزها و صندلی ها و دستها برای من سکوت و تنهایی و غم بود...

Wednesday, January 11, 2012

ارتباط ایمیل و ریمل...

برای حل مشکلات اداری در کشورهای پیشرفته استفاده از ایمیل و در ایران استفاده از ریمل شدیدا توصیه میگردد...

Monday, October 31, 2011

جماعت خواب، مردم خواب زده...


در مملکتی زندگی میکنیم که پدری سه دخترش را با گلوله جلوی دوربین میکشد.
در مملکتی زندگی میکنیم که فوتبالیست هایش جلوی دوربین باهم ور میروند.
و در مملکتی زندگی میکنیم که خبر دوم همه را به وامصیبتا وا میدارد و خبر اول در این هیاهوی (مثلا) ستارگانمان گم میشود
.به شما خوش آمد میگویم، اینجا جهان سوم است...
 پ ن:
از این دست مثالها زیاد است. کمپین هاو اعتراضات شدیدی برای حذف فلان کس از آکادمی گوگوش به راه میفتد.شوشول فرنود داغترین بحث روز میشود . پَ نَ پَ در خواب هم رهایمان نمیکند. اما کوچکترین اعتراضی به حداقل حقوق مدنی خود نداریم. یاد مفتش در هزار دستان میفتم: "جماعت خواب، مردم خواب زده..." بلی. ما جهان سوم هستیم.جهان سوم بودیم و افسوس که جهان سوم هم خواهیم ماند...

Tuesday, October 18, 2011

سادومازوخیست فیسبوکی

اپیدمی جدید فیسبوک شیر کردن عکسای چندش آور و آزاردهندست. حالا این میخواد پای رو به اضمحلال یه کراکی باشه یا ریه پکیده ی یه سیگاری یا یه بچه در حال مرگ آفریقایی یا یه مادر در حال دفن فرزندش. رقابت سختی هم هست که هرچه عکس تهوع آورتر باشد غرورآفرین تر است. فکر نمیکنم دیدن این ریه ها و بدنهای پوسیده تاثیری تو ترک کسی داشته باشه و فکر هم نمیکنم هیچ سازمانی بیکار باشی و بیاد پست های فارسی مارو تو فیسبوک بشمره و نفری پنج یورو به سومالی بده. پس از ترویج این حجم تهوع و چندش دست بردارید و لذت های مازوخیستی خود را عیان نفرمایید.